حقوق زن بر مرد و مرد بر زن
اين همان "احساس مسئوليت"است که به اين صورت جلوه ميکند احساس مسئوليت پايه مراقبت و کنترل و دوری از هرزگی و اعتياد و ساير انحرافات خواهد شد.
احساس مسئوليت همان وجدان اخلاقی و"نفس لوامه"است که نقش بسيار در پاک زيستی و انضباط رفتاری دارد.
وجدان اخلاقی و احساس مسئوليت در حقيقت يک دادگاه کوچکی در درون جان انسان است هنگام کار نيک احساس آرامش درونی به وجود می آورد و روح انسان را لبريزاز شادی و نشاط می کند و هنگام خطا وجنايت طوفانی از غم و اندوه در درون جا پديد می آورد و چنين احساسی قطعا نيروی مهمی برای جلب سعادت و دوری از هر گونه انحراف است آری ازدواج صحيح نقش سازنده ای در ايجاد چنين احساس در انسان دارد.
در قران مجيد در مورد زن وشوهر چنين تعبير شده است:"آنها لباس شما هستند وشما لباس انها هستيد."(بقره-187)[1]
در نظام خانواده و روابط مرد با همسرش دو مسئله مهم وجود دارد:
مسئله اول قوانين حاکم بين آن دو يعنی: حقوق زن نسبت به شوهر و حقوق مردنسبت به زن
مسئله دوم که مهمتر و لطيفتر است تفاهم و مهربانی و صفا وصميميت است
اگر در خانه "من" و"تو" بميان آمد دستور و فرمان و حساب وکتاب و چرا؟بميان امد نقطه سياهی در زندگی ايجاد شده است و اين نقاط سياه زندگی را تاريک می کند.[2]
هشدار پيامبر (ص)به زن و مرد
پيامبر (ص) فرمود:"مردي كه همسري دارد و همسرش را مي رنجاند خداوند نماز همسر و هيچكدام از كارهاي نيك او را نمي پذيرد تا اينكه شوهرش را كمك و خشنود كند در غير اين صورت اعمال نيك او مردود است گر چه تمام عمر خود را روزه بگيرد و به عبادت بگذراند و بردگان بسياري را ازاد كند و اموال بسيار انفاق نمايد و نخستين كسي است كه در قيامت وارد دوزخ مي شود سپس فرمود زن نيز اگر شوهرش را بيازارد عبادات او در پيشگاه خدا مردود است و نخستين كسي خواهد بود كه وارد دوزخ مي شود انگاه افزود و شوهري كه در برابر همسر ناسازگار خود صبر و تحمل كند در قبال بد اخلاقي او بردبار باشد خداوند براي هر بار كه صبر ميكند پاداش صبر حضرت ايوب (ع)را به او مي دهد و چنان زني كه شوهرش را (بدون دليل و مجوز شرعي)مي ازارد در قيامت به شكل واژگونه در صف منافقان وارد دوذخ مي گردد و تا وقتي كه اين روش را ادامه مي دهد مشمول خشم الهي است.
محبت فطری مرد و زن
البته طبق فطرت الهی خداوند مودت و محبت را از ابتدا بین زن و شوهر قرار داده است. اما معمولا انسان ها با اشتباهاتشان به این محبت ضربه می زند و از آیات خداوند ان است که برای شما از جنس خودتان جفتی آفریدیم: که در کنار او آرامش بیابید و با هم انس بگیرید و میان شما رافت و مهربانی برقرار فرمود در این امر نیز (که در حقیقت پایه ی زندگی و آسایش و راحتی و خوشی بر ان است) برای مردم و حکمت الهی روشن و آشکار است اگر بد بینی هابا زخم زبان ها در زندگی راه پیدا کند محبت خداداد رخت بر می بندد . عامل بزرگ برای از میان بردن محبت تکوینی است از این رو در اسلام به مردان سفارش شده است که به زنان خود اضهار دوستی و محبت کنند چنان که رسول گرامی اسلام (ص) فرموده اند: یعنی سخن مرد به همسرش که ((تو را دوست دارم )) هیچ گاه از قلب او زدوده نخواهد شد .
روش و برخورد پیشوایان دین (ع) را سر مشق خود قرار دهید و شیوه ی عفو و صفح را پیش بگیرید این امر در گرمی و استحکام نظام خانواده و تربیت اولاد اثرات مطلوب و بسزایی دارد .
زن ومرد لباس يکديگرند
قران در توصيف وبيان رابطه زن ومرد به تعبيری بسيار زيبا و دقيق پرداخته و درآيه 187 سوره مبارکه بقره چنين فرموده است:
آنها (زنان)لباس ستر و عفاف و شما هم لباس عفت انها هستند.
يعنی اگراختلافی بين شماپيش ايد در ميان خود ان را بر طرف کنيد .
ان را به پيش ديگری نبريد حتی پدر ومادر خود.
پس زن حق ندارد که اختلاف فی ما بين را برای پدر ومادر يا نزديکانش بازگويد ومرد را نيز چنين حقی نيست.[3]
تعبير به لباس در مورد زن وشوهر از چند نظر قابل توجه است:
1.همان گونه که لباس انسان را از سرما وگرما و خطرات نفوذ بيماريها به بدن حفظ می کند زن وشوهر نيز همديگر را از خطر ها و آسيب ها وطغيان جنسی حفظ می کند.
2.همان گونه که لباس عيبهای بدن را می پوشاند زن وشوهر عيوب همديگر را می پوشاند.
3.همان گونه که لباس زينت برای انسان است زن و شوهر مايه زينت و اراستگی همديگر هستند.
براستی چه تعبير جامع و زيبا وچه مثال جالب و دلنشينی.که به خوبی اثار مثبت ازدواج را نشان می دهد هم بی همسران را به همسردار شدن دعوت می کند و هم همسران را به نکات جالب و فوائد ازدواج توجه می دهد که اگر می خواهند همسران ايده آل اسلامی باشند بايد لباس همديگر باشند.[4]
وظایف زن
از جمله وظایف زن این است که قبل از آمدن همسر خود را اما ده ی پذیرایی از او کند و هنگام رو به رو شدن با وی با تبسم سلام کند سپس در حضور او بنشیند و بگوید و بخندد و شادی و نشاط بی آفریند
حقوق زن بر شوهر
شخصی از امام صادق (ع)پرسيد:"حق زن بر شوهر چيست؟"
امام در پاسخ فرمود:"لباس و غذای او را تامين کند و با چهره خشن به او نگاه نکند".[5]
امام سجاد (ع)در ضمن برشمردن حقوق افراد نسبت به يکديگر فرمود:"اما حق زن ان است که بدانی خداوند او را مايه ارامش و انس تو قرار داده است و بدانی که زن نعمت الهی برای تو است او را گرامی بدار و بااو مهربان باش او پای بند زندگی توست به او محبت کن و غذا و لباس او را فراهم نما و اگر از روی نا اگاهی خطا کرد او را مورد عفو قراربده".[6]
پاداش عظيم زن در برابر خدمات خود به شوهر
برای اينکه به عظمت حقوق زنان بيشتر پی ببريم و بدانيم که انان از ديدگاه اسلام تحقير نشده اند بلکه در پيشگاه خدا به خاطر خدماتشان به شوهر دارای پاداش بسيار هستند به روايت زير توجه کنيد:
عصر پيامبر اسلام (ص)بود بانوئی به نام "اسما دختر يزيد انصاری"به نمايندگی از طرف بانوان مسلمان نزد پيامبر (ص)امد و چنين گفت:
"پدر و مادرم به فدايت من به نمايندگی از جانب بانوان به حضور شما امده ام خداوند متعال تو را هم به سوی مردان و هم به سوی زنان به پيامبری فرستاد وما(نيز مانند مردان) به رسالت تو ايمان اورده ايم وبه يکتايی خدای تو معتقد شديم(پس فرقی با مردان نداريم)ولی اکنون عرض من اين است که:ما گروه زنان به علت محدوديت ها در خانه ها نشسته ايم و غريزه جنسی شما مردها را اشباع می کنيم و فرزندانتان را در رحم خود می پرورانيم ولی کارهای مقدس و ارزشمند مانند شرکت در نماز جمعه و جماعت و تششيع جنازه و عيادت بيماران و... و از همه مهمتر از جهاد در راه خدا محروم می باشيم و ما را در اين امور بهرهای نيست با توجه به اينکه اگر مردان به حج و جهاد بروند ما در غياب انها از مال و ابروی انها حفاظت می کنيم و برای تهيه لبا سشان نخ ريسی می نمائيم و فرزندانشان را تربيت می کنيم ايادر عين حال از پاداشهای بزرگ جهاد و ... محروم هستيم چرا؟"
رسول خدا از سخنان زيبا و پخته اسما شگفت زده شده وبه اصحاب فرمود "ايا تاکنون شنيده بوديد که زنی اين گونه مسائل دينی خود را بپرسد؟"
انگاه پيامبر به اسما فرمود ای اسما بدان و به بانوان ديگر نيز اعلام کن:
"همانا اگر زن شوهر داری نيکی کند و خشنودی شوهرش را تحصيل نمايد و در اصول مورد توافق از او پيروی کند ارزش و پاداش ان معادل ارزش و پاداش همه جماعات و جهاد و حج مردان است."
تقسيم کار بين زن وشوهر
خدمت شوهر به زن و زن به شوهر از عبادات بسيار مهم و دارای پاداشهای بسيار در پيشگاه الهی است.
رسول اکرم(ص) فرمود: مردی توفيق خدمت به زن وبچه نمی يابد جزانسان خالص وبا صداقت يا دارای مقام شهادت ويا مردی که خداوند خير دنيا و اخرت را در وجود او اراده کرده است."
نيز فرمود:بهترين شما کسی است که به زن و فرزندش نيکی کند.
ام سلمه می گويد: رسول خدا (ص)فرمود :"هر زنی که در خانه شوهرش به عنوان سامان دادن زندگی چيزی را بردارد و به جای ديگر بگذارد خداوند به او نظر لطف می کند و کسی که مشمول نظر لطف الهی شود مشمول عذاب نخواهد شد."
و امام عليه السلام فرمود:"هر زنی که هفت روز به شوهرش خدمت کند خداوند هفت در دوزخ را به روی او می بندد و هشت در بهشت را به روی او می گشايد که از هر کدام خواسته باشد وارد بهشت می گردد."
اينک می گوييم با توجه به اينکه خدمت متقابل زن وشوهر دارای ارزش بسيار است بسيار شايسته بلکه لازم است زن وشوهر کارهای خانه وبيرون خانه را تقسيم کنند تا هر کدام بر اساس نظم و شناخت وظيفه خود به طور صحيح تر و کاملتر کارهای خدماتی را انجام دهند همانگونه که در ادارات و کارخانه ها و ساير محيط های اجتماعی کارها بر محور تقسيم کار بر اساس تناسب ها و تخصص ها و سابقه خدمت ها و .... منظم شده است.
در مورد خانه و خانواده نوعا تناسب در خدمت زن ومرد اين است که:زنان کارهای داخل خانه را به عهده بگيريد و مردان کارهای بيرون خانه را و گاهی در موارد لازم همديگر را کمک کنند ولی کاراصلی هر کدام مشخص باشد.
حضرت زهرا(س)وقتی به خانه شوهرش امام علی امد در مورد تقسيم کار سخن به ميان اوردند تا ان حضرت بين انها داوری کند وهر کدام را برای کارهای لازم موظف نمايد.[7]
ارزش رضايت زن و شوهر از همديگر
برای زن نسبت به شوهر هيچ چيز با ارزشتر از جلب رضايت شوهر در امور مختلف زندگی نيست اگر زن با سر پنجه تدبير و کارائی بتواند به چنين کاری دست يابد به بزرگترين مدال افتخار در ترازوی انجام وظيفه در پيمان زناشوئی رسيده است.
وهمچنين راضی بودن از شوهر خود بزرگترين سعادت و توفيقی است که شوهر ان را تحصيل کرده است.
رسول خدا (ص) فرمود:"بهترين زنان شما ان بانوئی است که اگر او يا شوهرش نسبت به هم خشمگين شدند دست در دست شوهرش بگذارد و به شوهر بگويد :"دستم در دست توست و چهره ام را در هم نمی کنم تا تو از من راضی گردی."
هشدار به بانوان در مورد دو وظيفه مهم
بانوان بايد قطعا متوجه باشند که در ميان وظايف در برابر شوهر دو وظيفه بسيار مهم است:1. تمکين 2.بيرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر
عصر رسول خدا (ص) بود بانوی مسلمانی به حضور پيامبر (ص) امد وپرسيد :
"حق زن بر همسر خود چيست؟"
پيامبر (ص) فرمود:بسيار است.
او عرض کرد مقداری از ان را برای من بيان کن.
پيامبر(ص) فرمود:برای زن روزه گرفتن مستحبی بدون اجازه شوهر جايز نيست ونبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بر زن است که خود را با خوشبوترين عطريات خوشبو کند و زيبا ترين لباسهای خود را برای شوهر بپوشد و با نيکو ترين ارايش هر صبح و شام خود را به شوهرش بنماياند و حقوق بسيار دارد.
امام باقر(ع) فرمود:زنی به حضور پيامبر (ص) امد و گفت:"ای رسول خدا حق شوهر بر همسرش چيست؟"
ان حضرت فرمود:اين امور را رعايت کند:
1-از اطاعت شوهر ( در امور مشروع) سر پيچی نکند.
2-از خانه شوهر بدون اجازه او صدقه ندهد.
3-روزه مستحبی بدون اجازه او نگيرد.
4- در هر جا (که مناسب است )در برابر ميل او تمکين نکند.
5- بدون اجازه او از خانه اش بيرون نرود که اگر چنين کند تا بازگردد مورد نفرين فرشتگان اسمان و زمين و فرشتگان رحمت و غضب خواهد بود.
حقوق مردان
پیامبر(ص)حقوق مرد بر زن را در پاسخ سوال زنی چنین بیان فرمود:1- مرد حق استمتاع مطلق در هر زمان دارد 2- زن بدون اجازه ی شوهر حق استفاده کردن از اموال او را ندارد 3- زن مرد را ناراحت نکند و اگر او را آزرد تا او را خشوند نکند نباید بخواب برود. ان زن از رسول خدا پرسید:حتی اگر مرد ظالم باشد این حقوق را دارا است؟ فرمود 0اری در هر حال زن باید در برابر شوهر خود متواضع باشد حق قهر نمودن ندارد 0 مرد نیز همانطور که قبلا بیان شد حق ندارد از زن خود غیر از استمتاع چیز دیگری را طلب کند اما زن از نظر اخلاقی و روابط انسانی و عاطفی باید به تمام امور خانه به بهترین وجه ممکن رسیدگی کند. هم چنین زن باید با گذشت باشد به طوری که اگر مرد با ناراحتی از خانه بیرون رفت بر زن است که خود را آماده سازد تا هنگام بازگشت همسرش ناراحتی را از او زایل کند و هنگام ورود به خانه باید با گشاده رویی و تبسم او را استقبال کند و او را سلام دهد و بدین وسیله شادی را به او باز گرداند. هم چنین زن باید در مقابل شوهر در کمال تواضع و خوش رویی باشد و با تواضع و تبسم و حوصله کانون گرم خانه را گرم تر نماید با محبت و صمیمیت ریشه ی اختلافات و نزاع را بر کند و به هر نحو ممکن ناراحتی دل همسرش را بدست بیاورد این یک وظیفه است
رفتار مرد
البته مرد هم وظایفی دارد که هنگام ورود به منزل با نشاط باشد غم و غصه و خستگی ها را کنار نهد اگر از کار یا از دوستان و یا وظایف اجتماعی ناراحتی و گرفتاری داشته باشد ان را به محیط خانه انتقال ندهد و محیط خانه را سرد نکند بنابراین نباید در منزل اخلاق تند و خشن داشته باشد خشونت و تندی برای خط مقدم جبهه است ان هم تا هنگامی که اسیری نگرفته باشد و اگر سربازی از دشمن به دست او افتد باید خشونت را کنار بگذارد سخت گیری بر زن و فرزند و بد اخلاقی در منزل بر مسلمانان جایز نیست و تکبر باید تنها در مقابل دشمنان دین خدا باشد نه در مقابل دوستان ان هم همسر
حق مرد بر زن
لازم به یاد آوری است که فرمان دادن مرد نباید در باره ی لباس شستن و غذا پختن و... باشد زیرا در این گونه موارد مرد را بر زن حقی نیست و حق مرد بر زن تنها در زمینه ی ((استمتآع)) است و در این مورد تنها حق باز خواست دارد .
اما گرچه مرد حق ندارد به زن دستور شستن لباس و تهیه غذا و یا ... دهد زن باید وظیفه ی خود را بداند لباس مرد را همیشه آماده کند و خوراک بپزد و خانه را آماده ی زیستن کند. در حقیقت زنی شایسته است که قبل از آمدن همسر به منزل تمام وسایل آسایش مرد را تهیه کرده باشد حساب زن و شوهر حساب رفاقت و دوستی و صفا و صمیمیت است حساب حساب عشق و ذوق است نه قانون و وظیفه و دستور[8]
مشکل این نیست که مرد بر زن چه حق شرعی دارد تا زن تنها در همان محدوده فرمان ببرد. بلکه موضوع این است که اگر زن یا مرد درخواستی از یکدیگر کردند اگر هم حق شرعی نبود این دو بر پایه ی محبت و عشق و صمیمیت درخواست یکدیگر را اجابت کنند
حقوق مرد نسبت به زن
در اسلام هم بر اساس موازين قاطعي مورد تاييد و اجرا قرار گرفته سرپرستي و مديريت مرد و اطاعت زن از شوهر مي باشد براي تائيد و تقويت اين شيوه از قران كريم و احاديث متعدد دلايل فراواني وجود دارد و بر اين اساس مرد مي بايست سرپرست زندگي بوده و زن بايد مطيع و مجري دستور هاي شوهر گردد با اين توضيح كه در اسلام براي زن و شوهر يك سلسله مقررات و ضوابط وشرايط و وظايف اخلاقي و حقوقي و انساني تعيين گرديده كه توجه و رعايت ان مي تواند اثار مفيد و مثبت به دنبال داشته و و زندگي بر پايه تفاهم و صميميت در سطح بسيار متعالي و سعادت بخشي مسير طبيعي و شرافتمندانه خود را ادامه مي دهد .
اكنون توضيحاتي را كه در زمينه "سرپرستي مرد" مي بايست توجه شود مورد ارزيابي قرار مي دهيم:
1- قيوميت مرد چگونه است؟.
قران كريم"قيوميت"و سرپرستي كانون خانواده و زن را براي مرد مقرر داشته و در اين باره مي فرمايد:مردها سرپرست زنان مي باشند و به خاطر فضيلت و زيادتي كه خداوند به بعضي نسبت به بعضي ديگر داده و به جهت اينكه انفاق (و مخارج زندگي زن)بعهده مرد مي باشد.
2.وجوب اطاعت
با توجه به ثبوت"قيومت"و سرپرستي كه از سوي شوهر نسبت به زن روشن گرديده و اين سرپرستي هم به خاطر استعداد و توانايي مرد و نيز مسئوليت دار بودن نفقه و مخارج زندگي زن و در نتيجه حفاظت و رشد و صلاح "نظام خانواده" صورت مي گيرد در مقابل "اطاعت زن از شوهر "در زمينه "كاميابي جنسي "و عمل زناشويي و بسياري از مسائل حياتي و ضروري زندگي كه در چارچوبه عقل و منطق و صلاح و سداد قرار مي گيرد واجب خواهد بود.
3.خود داري از نشوز و انجام تمكين
اصولا اطاعت زن را در برابر شوهر واجب دانستيم اطاعتي را هم كه سر به عصيان خداوند و انحراف و اختلال در نظام خانواده و فساد بر دارد براي زن غير مجاز شمرديم اما دو مطلب بسيار مهمي كه در زمينه وظايف و مسئوليت زن و شوهر نبايد مورد غفلت واقع شود موضوع خود داري از عصيان طرفين و عدم تمكين زن در برابر شوهر مي باشد.
4.پرهيز از سخت گيري و خود كامگي
پيروي و اطاعت زن از شوهر را بر پايه دستور هاي اسلامي يك وظيفه و اجتناب ناپذير دانستيم اما براي اينكه از وظايف اطاعت سو استفاده بوجود نيايد و كانون خانواده بتواند مسير اخلاقي و انساني را بهتر ادامه دهد يا اگر لغزشهايي صورت گرفته جبران گردد براي شوهر نيز وج به لغزشهايي كه به صورت سختگيري ها و خود كامگيها ممكن است موجب اذيت و ازار و فرسودگي و تباه شدن زن را فراهم اورد لازم خواهد بود بدين جهت براي مرد اين موضوعات بايد مورد توجه قرار گيرد:
1.زن امانت خداوند
از مطالبي كه شوهر نسبت به همسر خويش بايد مد نظر داشته باشد و حق و حرمت او را گرمي بدارد اين است كه طبق روايات زن به عنوان يك امانت الهي تحويل شوهر شده است.
2.اذيت و ازار نه
بهمان دليلي كه زن به عنوان امانت خداوند در اختيار شوهر قرار گرفته حفظ و نگهباني اين امانت هم ضروري خواهد بود و از اذيت و ازار وي نيز مي بايست خود داري به عمل ايد.
3.تعدي وتجاوزگري
فشار و سختگيري و تجاوزگري نيز از اشتباهات و خلاف كاريهايي است كه گاهي برخي از مردها در اثر نااگاهي و عقده گشايي نسبت به همسر خويش مرتكب ميشوند و از اين ناحيه در حق انان ظلم ستم روا ميدارند.اين شيوه خطا و اشتباه بزرگي است و مورد خشم منع اوليا گرامي اسلام هم واقع شده است.
4.انتقام جوئي و خرد كردن!
اگر جه مرد سر پرست مسئول اداره زندگي زن و خانواده ميباشد اما اين حق سر پرستي و صاحب اختياري محدود سبب نميشود كه مرد خود را صاحب الا ختيار مطلق بداند واگر احيانا از سوي زن قصور و اشتباهي سر زند با سخنان ناروا و نيشدار يا اعمال و رفتار خشونت اميز و روح فر سا وجود زن را ميدان تاختو تاز عقده گشائي و خود كامگي هوس الود خود قرار دهد و با اين گونه رفتارها احيا كننده خصلتهاي زمان جاهليت و جاهليتهاي خود سرانه خود باشد.
5.خوشرفتاري مطلوب و انساني
وابستگي و پيوستگي زن ومرد را قران كريم با تعبير: بعضكم من بعض بيان فرموده و براين اساس عنصر وجودي زن وشوهر بگونه ايست كه يكي با قوت و قدرت خويش و ديگري با تامين غريزه جنسي و انتقال عواطف انساني خود در مقام تامين و تكميل كمبود ها و نواقص حياتي يكديگر بر مي ايند
6.تفاهم و سازگاري
دانستيم كه عمده ترين وظيفه زن در نظام خانواده اطاعت از شوهر است علت اين معني هم عموما سمت سر پرستي مرد به خاطر توانائي وي و مسئوليت در امور مالي زندگي بوده و از طرف ديگر خشونت لجبازي كله شقي و حاكميت خود كامانه و خود محورانه را مجاز و مفيد نميتوان دا نست و همانطور كه بارها هم مشاهده شده خشونت خوشونت مي اورد و ستيزه جوئي و ماجرا افريني عكس العمل تلخ بدنبال خواهد داشت.
7.براي صفاي زندگي خانواده
براي برقراري صفا و صميميت در زندگي خانواده كه از اغاز بحث تا كنون انرا مو رد پيگيري قرار داديم امام علي(ع)ضمن سفارش مفصلي به فرزند خود "محمد بن حنيفه"ميفرمايد :در هر حال با همسر خويش سازگاري و مدارا داشته باش معاشرت و روابط خوبي بر قرار كن تا زندگي تو با صفا گردد.
امام صادق (ع)فرموده :خداوند رحمت كند بنده اي را كه روابط خود را با همسر خويش بطور شايسته اي عملي كند زيرا خداوند اختيار زن را بدست مرد سپرده و او را سرپرست زن قرار داده است اما اگر كسي شرط وفا و صفا را در زندگي و روابط اخلاقي خود از دست بدهد و بخواهد با خشونت و تزوير و حيله گري حاكميت خود كامانه بدست اورد ان طور كه تجربه نيز ثابت كرده بايد منتظر عكس
العمل رفتار مرموز و ناخالصانه خود بماند.
8.سختگيري و حساسيت ناشيانه
نكات بسيار مهم ديگري كه مخصوصا براي زن و شوهر هاي جوان و تازه تشكيل كانون خانواده داده قابل توجه دقيق ميباشد خودداري از ميدان دادن بيحساب پرهيز از سختگيري بي مورد و هم را بستوه دراوردن و غيرت و حساسيتهاي نا روا و ناشيانه است كه موجب گسترش غبار غم و اندوه و فرسايش روان و اعصاب مي گردد.
مردسرپرست زن است
قران شریف درباره ی سیاست منزل دستورهای فراوانی دارد از جمله ان آیه زیر است مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است و به واسطه ی آنچه خداوند برخی را بر برخی دیگر فضل دارد و برا ی اینکه مردان از مال خود به زنان نفقه می پردازند[9]
بنابراین ریاست منزل با مرد است و چون فرمانده حق قیومیّت و سرپرستی بر زن دارد به سخنی دیگر در واقع اداره ی امور و تدبیر منزل از نظر مادی و معنوی بر عهده ی مرد است.البته این وظیفه ی سنگین تنها با حکومت بر دل میسر است و تسلط بر جسم به تنهایی موثر نمی افتد زیرا زور پایدار نیست
شرط موفقیت در فرماندهی حکومت بر دل افراد زیر فرمان است موفقیت مرد در سرپرستی خانواده نیز تسلط بر دل افراد ان بستگی تام دارد . چون آشکار است که هر گاه بر دل ها حکومت شود فرمان بری حتمی است و در این صورت توسل به زور و خشونت لازم نمی شود . و محیط خانه چون سایر محیط های اسلامی به زور گویی زد و خورد و بد رفتاری الوده نمی شود
تاثیر زن از رفتار مرد
بسیار طبیعی است که اگر زن در هنگام غیبت کردن تهمت زدن شایعه پراکنی و ... با حالت انزجار و تنفر و ناراحتی همسرش رو به رو شود زمینه های گناه را آماده نمی یابد و در نتیجه غیبت و تهمت و ... از خانه ی شما رخت بر می بندد و ریشه کن می شود
بالعکس چنان چه مرد در خانه صداقت نداشته باشد حیله گری و تقلب کند زن اگر چه در خانه پدر با صداقت بزرگ شده باشد در مدت زمان کوتاهی صداقت خود را از دست میدهد و اهل دروغ و نیرنگ می شود همچنین اگر دختر در خانه ی پدر نماز را به جماعت و در اول وقت می خواند ولی به همسری مردی بی توجه و کم توجه به نماز و عبادت در آید دیر نمی پاید که به رنگ شوهر خود در خواهد آمد و غالبا در بقیه موارد نیز چنین است چون زن از همسرش عفت ببیند عفیف می شود و اگر خدایی نکرده بی عفتی و بی بند و باری مشاهده کند بی عفت می شود و نیز اگر از شوهرش لاابالیگری ببیند در اندک زمان در عفت و حجابش کاهلی کرده و سستی خواهد نمود .قطع از قران و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع)به تجربه نیز ثابت شده است که چه بسا دختران لاابالی و بی توجه به حجاب وقتی به خانه ی همسرانی مومن رفته اند مکتب خانه برای آنها سازندگی داشته و انها را عفیف وبا ایمان کرده است بالعکس دخترانی نیز بوده اند بسیار عفیف ولی همین که با خانواده ها یی که به مسایل اسلامی و دینی اهمیت نمی داده اند به حلال وحرام خدا توجه نمی کرده اند و در حجاب و عفت کاهلی می ورزیده اندوصلت کرده اند بی حجاب شدند و در امر دین سست و کم توجه و یا اصلا و بی توجه شده اند
وظايف متفاوت زن و شوهر نسبت به همديگر
نخست بايد توجه داشت که اين حقيقت را هرگز نمی شود انکار کرد که زن و مرد از نظر جسمی و روحی دارای تفاوت های زيادی هستند ساختار وجود جنس زن برای کارهای عاطفی و سبک و لطيف افريده شده و به عکس کارهای که به خشونت و يا دقت بيشتری نيازمند است متناسب وجود مرد می باشد. (البته منظور مقايسه در نوع مرد با زن است و قوانين هميشه متوجه نوع است نه تک تک افراد.)
بر همين اساس وظايفی که اسلام برای هر يک از زن و مرد مقرر کرده بر اساس هماهنگی و تناسب با ساختار وجودی انها است و عين عدالت است نه اينکه در وظايف متفاوت به يکی ظلم شده باشد و به ديگری افزون از حقش داده شده باشد مثلا در تشکيل کانون خانواده از نظر اسلام "سرپرستی" اين کانون بر عهده مرد است ولی مقام "معاونت"بر دوش زن نهاده شده است وضع ساختمانی مرد ايجاب ميکند که عهده دار مسئوليت و مديريت خانه گردد و وضع ساختمانی زن اقتضا ميکند که معلم خانه باشد و نقش معاون را ايفا نمايد.
وضع ساختار مرد ايجاب می کند که کارهای خانه را که نوعا سخت و خشن است انجام دهد و وضع ساختار زن اقتضا میكند که کار های داخل خانه مانند خانه داری و بچه داری و شوهرداری و تعليم و تربيت فرزندان را به عهده بگيرد.
البته ناگفته نماند:که هر يک از اين وظايف "مسئوليت"است نه مقام تا گفته نشود که مقام زن را پائين اورديم و به او اهانت کرديم نه چنين نيست مسائل در حول مسئوليت می گردد ارزش مسئوليت تربيت فرزند و مقام مادری هرگز کمتر از ارزش کار شوهر در بيرون خانه در هر مقامی که هست نمی باشد درجه مقام هر کسی بستگی به درجه پاکی و صداقت و انجام وظيفه او دارد.
توضيح بيشتر اينکه:
خانواده يک واحد کوچک اجتماعی است نياز به رئيس و معاون دارد رئيس خانواده شوهر است و معاون او همسر او است منظور از رئيس در اينجا مسئوليت رهبری است که بر اساس عدل و انصاف . و مسئوليتها و مشورتها باشد تا مبادا کارش به استبداد و خودکامگی و زور گويی کشيده شود.
فی المثل:خانه ای در بلندی قرار گرفته بايد دو پله را طی کرد تا وارد ان شد يکی از اين دو پله بالاتر قرار گرفته ولی در عين اينکه در مکان بالاتر است هيچ مزيتی بر پله پائين تر ندارد ميزان در ارزشيابی انجام وظيفه است اگر زن و شوهر هر دو به وظيفه خود عمل کنند در ترازوی ارزش هر دو مساوی هستند و پاداش يکسان دارند گر چه يکی در پله اول است و ديگری در پله دوم
نتيجه اينکه: تفاوت وظيفه زن و مرد به خاطر تحکيم و حفظ خانواده دليل برتری يکی از انها بر ديگری نيست بلکه هر کدام به تناسب ساختار جسمی و روحی خود دارای وظيفه خاصی شده اند و هر کس بهتر انجام وظيفه کرد ارزشمند تر خواهد بود و اگر هر دو وظايف خود را به خوبی انجام دهند کشتی خانواده را به خوبی در برابر امواج طو فان های حوادث با کمال سلامتی به ساحل می رساند.
منشا اختلاف زن و مرد
باید توجه داشت که معمولا ناسازگاری ها تقصیر طرفین است و چنین نیست که تنها زن مقصر باشد یا مرد و عمدتا منشا ناسازگاری ها و اختلاف ها خودخواهی و عدم ((سعه صدر)) است به طوری که اگر جامعه ای سعه صدر داشته باشد و خود خواهی ها را از خود دور کند نزاع ها همه بر طرف می شود بلکه اساسا مشکل و ناسازگاری پیش نمی آید. بدیهی است هیچ گاه توافق اخلاقی کامل میان دو نفر از جمله زن و مرد حاصل نمیشود زیرا این
توافق تنها در میان انبیا و اولیا الهی متصور است که ارواحشان متحد است و همگی تسلیم محض امر باری تعالی هستند از این رو نباید انتظار داشت که در یک خانواده زن و مرد در تمام جزییات با هم توافق داشته باشند و اختلاف یک امر طبیعی است و نباید روابط خانوادگی را تحت تاثیر قرار دهد و کانون خانواده را متزلزل کند چاره ی اختلاف سلیقه در خانواده داشتن سعه صدر است یعنی زن و مرد هنگام رو به رو شدن با اختلافات
و مشکلات از تندی کردن و داد و فریاد بپرهیزند عاقلانه و با آرامش ریشه ی اختلاف و مشکل را پیدا کنند و سپس در اندیشه ی چاره جویی بر آیند پس از بر طرف شدن مشکل منصفانه خدای را شاهد بگیرند که در بروز مشکل کدامیک نقش اساسی داشته است
بروز اختلافات در نتیجه ی کوتاهی مرد و زن
بنابراین بطور خلاصه باید گفت که اگر از زنان خود کوتاهی دیدید ان ها را ((موعظه)) کنید و هرگز بد اخلاقی نکنید که نتیجه ی مطلوب نمی دهد البته قابل توجه است که در بروز اختلافات و مشکلات همواره زن مقصر نیست و چه بسا هر دو مقصر باشند . بلکه در بیشتر اختلافات و مشکلات خانواده مقصر اصلی مرد است که غالبا از موضوع قدرت برخورد می کند اگر چه پیوسته باید در اصلاح زن ها کوشید اما نباید از خود غافل شویم زیرا مهمتر از اصلاح همسران خود سازی است و باید خود را اصلاح کنیم تا بدین وسیله زمینه ی پیدایش مشکلات و بروز اختلافات را به حد اقل برسانیم چنین نباشد که مرد ها فشار زندگی و کار و اجتماع را به محیط خانه منتقل سازند و سختی ها را در خانه تلافی کنند چه بد اخلاقی بی نشاطی پدر و مادر روی فرزندان اثر مستقیم دارد روانشناسان این مهم را صریحا تذکر دادهاند که اعمال بد پدر و مادر و برخوردهای تند و زننده آنها خلق و خوی فرزندان را تباه می کند و به رشد و شخصیت معنوی و حتی مادی فرزندان زیان جبران نا پذیری وارد می سازد
|
الف) حق رفتار شايسته. قرآن كريم برخلاف ملل گذشته و اعراب جاهليت، كه با زنان رفتار بد و برخورد ناشايسته داشتند، خطاب مىكند با زنان رفتار خوش نماييد؛ اگرچه آنها را نمىپسنديد: «يا ايّها الّذين آمنوا... و عاشروهنّ باالمعروف فَاِنْ كرهتموهنّ».(11) |
الف) حق رفتار شايسته. قرآن كريم برخلاف ملل گذشته و اعراب جاهليت، كه با زنان رفتار بد و برخورد ناشايسته داشتند، خطاب مىكند با زنان رفتار خوش نماييد؛ اگرچه آنها را نمىپسنديد: "يا ايّها الّذين آمنوا... و عاشروهنّ باالمعروف فَاِنْ كرهتموهنّ."[11]
ب) حق مسكن. قرآن كريم دستور مىدهد به هر جا كه خودتان سُكنى مىگزينيد به زنان همانجا سكنى بدهيد: "اسكنوهنّ من حيث سكنتم من وَجدكم"[12]
ج) حق نفقه. قرآن كريم برخلاف اعراب جاهليت به زنانش نفقه نمىدادند، مىگويد به زنانتان نفقه بدهيد: "الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم"[13]
د) حق مهر. قرآن كريم برخلاف عادات جاهليت كه به زنانش مهر نمىدادند دستور مىدهد به زنانتان مهرش را به عنوان هديه تقديم نماييد: "و آتُوالنّسآء صدقاتهنّ نحلة"[14]
اشکال:
اسلام طبق آيه "الرّجال قوّامون على النّسآء"[15]"وللرّجال عليهنّ درجة"[16]، رياست و مسئوليت خانه و خانواده را به مرد واگذار نموده است و اين موجب مىشود زن با مرد در حقوق مساوى و برابر نباشد.
جواب:
مسئوليت كلّى هر نهاد يا سازمانى بايد نهايتاً به دست يك فرد يا گروه سپرده شود، و در نهاد خانواده نيز لازم است يك نفر بار مسؤليت كلّى را بر عهده گيرد، امّا اينكه چرا قرآن كريم مسئوليت و سرپرستى خانه و خانواده را به مرد سپرده است، پاسخ روشن دارد.
بين زن و مرد، به ويژه از نظر بيولوژيكى و توان جسمى، تفاوتهايى وجود دارد كه هريك را مستعد پذيرش وظايف خاص مىنمايد. قانونِ آفرينش، وظيفه حسّاس مادرى و پرورش نسلهاى نيرومند را بر عهده زن گزارده است. به همين دليل، سهم بيشتر از عواطف و احساسات به او داده شده است؛ در حالىكه طبق اين قانون، وظايف خشن و سنگين اجتماعى بر عهده جنس مرد واگذار شده است، و سهم بيشتر از تفكّر به او اختصاص يافته است. بر اين اساس، معلمولاً مسئوليت تأمين نيازهاى مالى و اقتصادى خانواده، بر دوش مردها قرار دارد، و اين واقعيت تفويض و سرپرستى خانواده به مرد را به خوبى توجه مىكند.
قرآن كريم نيز به اين مطلب اشاره دارد: «الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم»[17]
نتيجه گيری:
ازدواج موجب ترک ودوری از انحرافات جنسی لواط و استمنا و چشم چرانی می گردد.
ازدواج انسان را از بی پناهی و سر گردانی و پوچی و تنهايی نجات می دهد.
ازدواج بازار روابط نامشروع و زنا و الودگی جنسی را کساد کرده و پيامد های جنايت اميز را و عداوتها و کينه های مولود ان را تقليل می دهد.
ازدواج موجب سر خوردگی طغيان افراد شرور و مغرور می گردد.
ازدواج ارزش و پاداش عبادات انسان را دهها و گاهی صدها برابر می کند.
ازدواج اهرمی باز دارنده و عاملی کنترل کننده انسان از تجاوزات است.
ازدواج انسان را از تک زيستی عقده اور و دوری از مواهب اجتماع نجات می دهد.
ازدواج انسان را از رهبانيت مشئوم مسيحيت خارج ساخته و در دنيای تازه ای از تجليات اجتماع زنده قرار می دهد.
ازدواج موجب حيثيت و اعتبار بيشتر انسان می شود.
ازدواج موجب شکوفائی زندگی جديد و پرمحتوا ميگردد.
منابع ماخذ:
1.صادقی اردستانی –احمد-اخلاق زن و شوهر و تنظیم خانواده-تهران:چاپ حافظ نوین1379
2.محمدی اشتهاردی-محمد-ازدواج اسان و شیوه همسرداری-قم:نشر نبوی1372
3.مظاهری-حسین-خانواده در اسلام-قم:چاپ شفق 1364
